شبهای بارانی تهرون

دیشب دریا به تهرون اومد، دیگه نیاز نیست واسه دریا رفتن بریم شمال فقط کافیه یه ذره دعا کنیم تا بارون یه کم شدید و با مدت طولانی تر بباره؛ میشه دریا اونم کجا تو یه جایی مثل اتوبان همتتعجب

فکر کن ریلکس تو تاکسی میشینی چشمو بارون میگیره تا نیم ساعت بعد که میخوای از ماشین پیاده بشی میبینی تاکسی به خاطره سیلی که تو اتوبانه نمیتونه وایسهاسترس خلاصه میره 3کیلومتر جلوتر وایمیسه توام پیاده میشی برمیگردی تا به دریا برسیاوه اونوقته که دعا به جون کسی میکنی که پل عابر پیادرو اختراع کردهتشویق چون اگه نبود مطمئناً باید عرض اتوبانو شنا می کردی تا به خونت برسیآخ وقتی بالای پل رفتم دیدم اوضاع مساعده واسه عکاسی دوربینو درآوردمو...عینک

شبهای بارانی تهرون

شبهای بارانی تهرون

شبهای بارانی تهرون

شبهای بارانی تهرون

شبهای بارانی تهرون

شبهای بارانی تهرون

/ 5 نظر / 9 بازدید
اسلوموشن

چه عجب که عکس گذاشتی.... چه بارووونی؟!؟ پشت کوه زندگی می کنی دیگه[نیشخند][چشمک]

درناز

یعنی این ماشینا رو میبینی........ دقیقا اونشب من تو یه همچین موقعیتی تو خیابون گیر کردم .بعد منم تو رانندگی شوماخر .....فکر کن دیگه چی کشیدم . وااااااااااااای آب رفته بود تو اگزوز ماشین بعد مردم هم زنگ زده بودن ..... از شهرداری کارگر اومده بود بیل به دست . یعنی خودشون داشتن غرق میشدن

درناز

یادم رفت بگم تو زحمت کشیدی عکساشو انداختی ولی صداش به همون اندازه باحال بود .یعنی انگار تو قایق نشستی صدای یه رودخونه آروم ........ صدای ماشین که در نمیومد نمیدونم چرا به جاش صدای پارو زدن تو آب درمیومد یعنی اگه شیشه رو میدادی پایین دستتو پایین میوردی حتما به آب میرسید

480209

[دست][دست][دست][هورا][تایید] حس طنز قشنگی تو نگاهته...........[گل]