روزی در سطحه شهر

چهارشنبه دوستم بهم زنگ زد گفت بیا بریم از سطح شهر عکاسی

منم از خدا خواسته دوییدم عینک

با همدیگه رفتیم توپ خونه یکم چرخیدیم بعدشم حسن آباد

همونجا بود که یهو حسه پانورامایی من گل کرد دوباره عکسی که در آخر مشاهده میکنید خلق میشه البته ناگفته نماند که اگه لنز عاریه (اونم از نوعه 10-20) دوستم نبود نتیجه اینی نبود که شده

خودم که کلی خوشم اومد خوشمزه هم از عکسم هم از لنزه دوستم میخوام یه برنامه برا دزدیدنش بذارم مژه

ناهارش بیشتر از همه اینا چسبید چون رفتیم یدونه از این رستوران چرکولکیا ساندویچ بندری خوردیم جاتون خالییییییییییی خنده

میدان حسن آباد

برای دیدن عکس با سایز بزرگتر به اینجا مراجعه بفرمایید نیشخند

/ 5 نظر / 7 بازدید
دلتنگی های یک عمه

حرفهای ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی: وقت رفتن است بازهم همان حکایت همیشگی ! پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود آی... ناگهان چقدر زود دیر می شود! قیصر امین پور

یاسین م

مگه تو رستوان ساندویچ بندری هم میخورن [نیشخند]

محمد علی مریزاد

سلام خوبه بازم حوصله عکاسی دارین. عکس خوبی شده[گل] سر نم زنی؟ منتظرم بای[گل]

عماد

کاش از ساندویچه هم عکس میگرفتی [خوشمزه]